محمد على آزاد كشميرى
256
نجوم السماء في تراجم العلماء ( فارسي )
دستگاه و وفور اطلاع او بر مذاهب عامه و خاصه و تحقيق اقوال ايشان گواهى مىدهد . و آن كتاب اسلوب عجيبى دارد و در آن بر جميع علوم تكلم نموده است و مشتمل بر ابحاث شافيه با علماى عامه است و آن را براى سلطان حسين صفوى تصنيف كرده بود . ديگر رساله در محاكمه بين غنى و فقر است « 1 » كه در علو مقام او در بلاغت و فصاحت و حسن عبارت شاهد است به نهجى كه ميدان سخن در آن باب بر ديگران تنگى دارد . شيخ عبد اللّه بن صالح در وصف او گفته كه وى محقق مدقق در علوم خصوصا در علم عربيت و كلام و نجوم و فلكيات و غير اينها بود . از جملهء تصانيف او كتابى در مبحث امامت از روايات عامه است ، و حاشيه بر شرح مدارك ، و رساله در تفسير آيهء كريمهء اجْعَلْنِي عَلى خَزائِنِ الْأَرْضِ إِنِّي حَفِيظٌ عَلِيمٌ . « 2 » و نيز شيخ يوسف بحرانى آورده كه والد من در سنهء يكهزار و يكصد و پانزده ( 1115 ) در سفر مكهء معظمه با او ملاقات نموده وصف فضل و عمل او بيان مىفرمود . و هم گفته كه وى از افاضل ابو الحسن شريف عاملى روايت احاديث دارد و شيخ عبد اللّه بن صالح بحرانى از او روايت دارد . 98 ) مير محمد تقى بن معز الدّين محمد الرضوى المشهور بالشاهى [ - 1150 ه . ق ] : « 3 » صاحب تكملهء امل الآمل در مدح و ثنايش مىفرمايد آنچه محصل بعض فقراتش اين است كه : « مير مذكور از اعاظم سالكان و اكابر عارفان و افاخم متألهان بود . در به دو امر خود تعب و رياضتها كشيده و به مرتبهء عليا رسيده و از چشمهء صافى عرفان و يقين سيراب گشته » . و نيز گفته كه آن مرحوم را ديدهام و به فيض صحبتش رسيدهام ، و بسيارى از حكايات تواضع و فروتنى و حسن خلق و كرامات آن مرحوم را ذكر فرموده و گفته كه با وجود آنكه نزد سلاطين ، موقر و محترم بود خود را كمتر از آحاد ناس مىشمرد و بههيچوجه مزيتى بر مردم نمىداد . از جملهء كراماتش آنكه وقتى كه به حج رفت چند فلوس همراه داشت و چون برگشت چهل كس همراه او بودند كه نفقهء طعام و زاد راحلهء همهء ايشان بر ذمهء آن مرحوم بود . و از عاداتش بود كه مردم را ضيافت مىكرد و اطعمهء نفيس به مهمانان مىخورانيد و خودش پارهاى نان خشك مىخورد . بالجمله صاحب تكمله بسيارى از فضائل و كرامات آن مرحوم آورده بهسبب سقم و اغلاط نسخهء منقول عنه ترجمهء آن را ننوشتم .
--> ( 1 ) - مذاكرة ذى الراحة و العنا فى المفاخرة بين الفقر و الغنى . ( 2 ) - سوره يوسف ، آيه 55 . ( 3 ) - طبقات اعلام الشيعة ، ص 126 ، تتميم امل الآمل ، ص 84 ، منتخب التواريخ هاشم خراسانى ، ص 466 . در تمام اين منابع « ميرشاهى » آمده است .